پول دادن یا فشار قبر !!!

برای برخی از مشتریان “پول دادن ” معادل “جان دادن ” است و وقتی دستشان به سمت جیب نامبارکشان می رود انگار سکته ناقص می زنند و این را بسیاری از ما کسبه بارها به چشم دیده ایم . در صنف کافی نت که بنظرم این موضوع نمود بیشتری دارد چون بسیاری از کارهای ما بصورت مجازی انجام میگیرد ، مشتری هنگام پرداخت هزینه حس میکند دارد پول زور میدهد و یا بیشتر از عرف از وی هزینه میگیریم در صورتیکه اگر قرار باشد نرخ های مصوب اتحادیه را از مشتریان بگیریم باید با روزی ده نفر رسما دعوا کنیم .

khasis

اینروزها وقتی عکس العمل برخی از مشتریان هنگام دست کردن در جیب و یا درآوردن پول از کیف و یا جیب مبارکشان را می بینم ناخودآگاه یاد فشار قبر می افتم و حس میکنم جان کندن میت در هنگام موت بسیار سهل تر از پرداخت هزینه برای این مشتریان است و این معضلی است که هر روز با آن مواجه هستیم و کاری هم از دستمان بر نمی آید . بطور مثال ما تکنولوژی خوب و سریعی در ارسال ایمیل داریم و میتوانیم ظرف چیزی حدود ۱۰ ثانیه برای مشتری یک ایمیل ارسال کنیم . یعنی از وقتی مشتری فایلش را به ما میدهد تا ارسال فایل و ایمیل بیشتر از ۱۰ ثانیه طول نمیکشد اما بارها شده که بعد از ارسال ایمیل ده ثانیه ای به لطف علم و تکنولوژی ما ، وقتی مشتری از ما میپرسد چقدر شد و میگوییم ۱۵۰۰ یا ۲۰۰۰ یا ۲۵۰۰ و یا بیشتر (هزینه بیشتر برحسب حجم فایل ضمیمه شده ) مشتری با تندی میگوید ثانیه ای چند حساب میکنید ؟یا چکار کردید مگر ؟ یک دیقه هم نشد ؟ و یا پول زور از ملت میگیرید ؟

اینجاست که متوجه میشم با اقشاری طرف هستیم که وقت برایشان حکم آهن زنگ زده و پوسیده را دارد و اگر کارشان ظرف سی ثانیه انجام شود اصلا اهمیتی برایشان ندارد !!!  آنها دوست دارند نیم ساعت بنشینند و بابت این نیم ساعت حتی ۱۰ هزار تومان هم بدهند چون خیال میکنند پول را بابت زمان انجام کار می پردازند نه کیفیت و سرعت آن …

رویکرد ما هم در مقابل این مشتریان سالهاست که تغییر کرده است ، آنها دوست ندارند کارشان سریع انجام شود و برای سرعت کار پولی نمیپردازند و نتیجه این می شود که رویکرد ما هم بر اساس سلیقه آنها تغییر کند و این یعنی  وقتی یک مشتری برای ارسال ایمیل مراجعه میکند او را ده دقیقه روی صندلی مینشانیم و با اینکه ایمیل او ۳۰ ثانیه ای ارسال شده ولی او را منتظر نگاه میداریم و سپس بعد از ده دقیقه میگوییم ۲۵۰۰ یا ۲۰۰۰ و یا هر قیمتی که طبق نرخ هست و آنوقت عکس العمل مشتریان در هنگام حساب و کتاب این بار متفاوت تر است !!! و جملات محبت آمیزی می شنویم .. قربان لطف کردید . ممنونم که کار ما رو راه انداختید. بیشتر نشد ؟ خیلی ممنونم ازتون .. سپاس از اینکه کار ما رو راه انداختید و هزار و یک تشکر دیگر که همه را مدیون معطل کردن این مشتریان هستیم و نه چیز دیگری …

آنها اگر کارشان سی ثانیه ای راه بیفتد حاضر نیستند پول بدهند و با هر کدامشان باید بگومگو و جنجال داشته باشیم اما همینکه ده دیقه معطل میشوند دست آخر از شما قدردانی هم میکنند و این است جامعه بی سواد و رنجور و بیمار و در دست تعمیر ما که یکی از علاقه مندی های مردمش صف ایستادن و منتظر ماندن است . انگار اگر جایی صف نایستند و یا معطل نشوند کارشان انجام نمی شود و بعد از کلی انتظار ذوق میکنند و پول بیشتر و بعضا انعام هم میپردازند …

از اینها که بگذریم میرسیم به بحث فشار قبر و یا همان پول دادن برخی مشتریان … خیلی از مشتریان هنگام پول دادن انگار جان میدهند . طرف ماهی ۲۵۰ هزارتومان حق بیمه بصورت اینترنتی میپردازد اما هنگامی که هزینه ۲۵۰۰ تومانی پرداخت و پرینت حق بیمه اش را میخواهد بپردازد به زمین و زمان میزند تا بجای ۲۵۰۰ تومان ۲۰۰۰ تومان بدهد .. ماه قبل یکی از همین مشتریان درخواست فایل سه ماهه حق بیمه اش را داشت که وقتی به وی گفتم هزینه دریافت آن به ازای هر فیش ۲۰۰۰ تومان می شود کم مانده بود اسلحه روی ما بکشد !!! حق بیمه سه ماه او ۷۵۰ هزار تومان بود اما حاضر نبود ۶ هزار تومان بابت حق دریافت فیش های بیمه به ما بپردازد … از اینها بدتر دانشجویانی هستند که در پول دادن خسیس هستند . بطور مثال دانشجویی برای گرفتن پرینت آمده بود و میخواست یک فایل ۱۰برگی را پرینت کند که وقتی قیمت پرینت برگی ۲۰۰ تومان را به وی گفتم و اینکه هزینه پرینت ۱۰ برگ او می شود ۲۰۰۰ تومان انگار زمین و زمان دور سرش میچرخید !!!!!!!! آقا گرونه !!! چه خبره !!! مگه سرگردنه است !!! چرا اینقدر گرون !!!! یعنی بعضی وقتها میخوام مثل عادل فردوسی پور سرم را به میز بکوبم !!! ۲۰۰۰ تومان پول یک پفک و یا چیپس کوچک است و اینها در مقابل ۲۰۰۰ تومان اینقدر خساست به خرج میدهند آنهم وقتی که نرخ اتحادیه برای پرینت برگی ۲۵۰ تومان است و شما دارید بجای ۲۵۰۰ تومان از وی ۲۰۰۰ تومان میگیرید !!!!

خلاصه روزی نیست که این مشکلات گریبان ما را نگیرد و بابت قیمتها به مشکل نخوریم . جالب این است که ما حتی نمیتوانیم بر اساس نرخ اتحادیه از مردم هزینه بگیریم و هزینه هایمان همیشه ۳۰ درصدی از نرخهای اتحادیه پایین تر است و با اینحال باز هم اعتراض سر اینکه چرا گران است و یا چرا اینقدر میگیرید  سر جای خودش باقی است . خودمان هم گاهی از این وضعیت کلافه میشویم اما واقعا راه چاره ای نیست و تنها راه در مقابل این آدمهای جالب صبر است و صبر … هرچند صبر هم اندازه ای دارد و گاهی از کوره در می رویم اما برای جامعه در دست تعمیر ما راه حل دیگری وجود ندارد .

منبع : کلبه سبز

منبع : کافی نت ولیعصر کرج

http://www.kolbeh-sabz.ir

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *